نی نی پسرو نی نی دختر و آینده نگری
چی می گی دخترعمو، بابام می گه اگه می خوای آینده ات تامین بشه باید یا پول داشته باشی یا
پارتی، حالا ما نه پول داریم نه پارتی، مامانم می گه باید سرمون و بذاریم و غزل خداحافظی و بخونیم!
نی نی دختر: وای نگو پسرعمو، من وتو کلی امید وآرزو داریم، باید خونه ی آرزوهامون و باهم بسازیم،( با
گریه واشک وآه) اگه تو اینجوری افسرده باشی، من چه کار کنم بدون تو و مامان و بابام چه خاکی تو
سرم بریزم! نی نی پسر: دخترعمو حرف ها رو نزن دلم آتیش می گیره، حالا من یک چیزی گفتم، به
نظرت چه کار کنیم تا بتونیم با همدیگه خونه ی آرزوهامون و بسازیم؟ نی نی دختر: آها! این شد حرف
حسابی، ببین پسرعمودرسته که الان مامان بابای من وتو به جای خونه، دارند تو لونه زندگی می کنند و
هرشب میزنند تو سرشون که اگه روز از خواب بیدار شن باید فقط هوا نوش جون کنند و بدوند دنبال یه
لقمه نون! نی نی پسر: خوب حالا دخترعمو، حرف اصلی رو بزن باید چه کار کنیم؟ نی نی دختر: ببین
دخترعمو، فقط باید مخت رو به کار بندازی و یه برنامه ریزی عالی کنی. ما می تونیم آینده ی خودمون که
هیچی، آینده ی2 نسل بعدی مون رو تامین کنیم! نی نی پسر: وای دخترعمو این قدرطفره نرو حرفت را
بزن!
نی نی دختر: وای که پسر عموتو چقدرعجولی! ببین بابا همیشه می گه ما آدمای سرخوشی هستیم و
هیچ وقت غصه ی آیندرو نمی خوریم اما پسرعمو میدونی من و تو باید چه کار کنیم باید از همین الان با
بیلچه و کلنگهای اسباب بازی هامون زمین رو بکنیم. نی نی پسر: چرا زمین رو بکنیم؟ نی نی دختر: آخه
بعضی ها به جون دل این زمین بیچاره می افتن وتا می تونن اونو می کنن اما نمی دونن دارند چه کار
می کنن؟ اما من و تو دلیل داریم واسه کندن زمین! نی نی پسر: مثلا چه دلیلی می تونیم داشته
باشیم؟نی نی دختر: ببین ما یعنی بعضی ها دارند راه به راه آب وبرق و گازو تلفن وانرژی هسته ای به
این واون می دن و موقعی هم که کم می آورند، باز همون چیزی که به دیگران فروختن رو از خودشون می
خرن به نرخ هوار تومن و البته به صورت خصوصی! حالا من و تو پسرعمو اگه بتونیم آب یا برق و گاز تولید
کنیم و به صورت خصوصی بفروشیم می دونی که حتی می تونیم دنیا رو هم همین جوری تو دستمون
بگیریم. نی نی پسر: مگه چی شده؟ نی نی دختر: چند روز پیش معاون وزیر نیرو اعلام کرده که این وزارت
خونه آب خصوصی می خره! نی نی پسر: یعنی چی ؟ نی نی دختر: یعنی اینکه هر کسی تونست یه
جایی رو پیدا کنه وقنات بزنه یا بتونه با ابرو باد و مه و خورشید و فلک بارون تولید کنه و بعدش هم آب
بسازه می تونه اون آب رو کیلوکیلو بفروشه! تازه یه فکر دیگه، می تونیم فکرهامون و بذاریم رو هم و گازو
برق تولید کنیم و بفروشیم! نی نی پسر: چه فکر خوبی! نی نی دختر: پسرعمو! تا من و فکر آب
خصوصی و ایده های بکر رو داری غصه نخور........