شعرهایی در باره ی بهار و زیبایی

بهار و گل طرب انگيز گشت و توبه شکن به شادی رخ گل بيخ غم ز دل برکن
رسيد باد صبا غنچه در هواداری ز خود برون شد و بر خود دريد پيراهن
طريق صدق بياموز از آب صافی دل به راستی طلب آزادگی ز سرو چمن
ز دستبرد صبا گرد گل کلاله نگر شکنج گيسوی سنبل ببين به روی سمن
عروس غنچه رسيد از حرم به طالع سعد به عينه دل و دين میبرد به وجه حسن
صفير بلبل شوريده و نفير هزار برای وصل گل آمد برون ز بيت حزن
حديث صحبت خوبان و جام باده بگو به قول حافظ و فتوی پير صاحب فن
![]()
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست برخيز و به جام باده کن عزم درست
کاين سبزه که امروز تماشاگه تو است فردا همه از خاک تو برخواهد رست
![]()